محمد تقي جعفري
600
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
دوزخت صبر كردم ، چگونه بر فراق وهجرانت صبر كنم ) . ( ( 4099 ) ) وقت غارت خواب نايد خلق را تا نبربايد كسى زو دلق را ( ( 4100 ) ) خواب چون درمىرمد از بيم دلق خواب ونسيان كى بود با بيم خلق ( ( 4101 ) ) لا تؤاخذ ان نسينا شد گواه كه بود نسيان به وجهى هم گناه ( ( 4103 ) ) گر چه نسيان لا بد و ناچار بود در سبب ورزيدن او مختار بود هر اندازه كه يك موضوع براى آدمى جدىتر وحياتىتر تلقى شود ، به همان اندازه فراموشى وغفلت واشتباه در بارهء آن موضوع تقليل مىيابد سهو وفراموشى واشتباه و امثال آنها پديده هايى هستند كه با اختلاف در كميت وكيفيت دست از دامان بشر برنمىدارند ، زيرا چنان نيست كه انسان در همهء حالات وشرايط بتواند اختيار درك ومشاعر واحساس وانديشه خود را در دست داشته باشد . همچنين حوادث ورويدادهاى خارج از ذات كه پيرامون انسان را گرفته و گاهى بىامان به طرف او هجوم مىآورند ، داراى سطوح گوناگون وارزش متنوع مىباشند در صورتى كه از نظر روانى اغلب انسانها در حالات طبيعى با يك عينك معين ومحدود با رويدادها تماس مىگيرند . در حالى كه مقاصد آدمى در مسير زندگى به جهت ارتباط به عوامل وواحدهاى درونى وبرونى ، واقعيتهايى هستند كه بدون تحقق مقدمات وشرايط وعوامل معين ، قابل وصول نمىباشند . بنا بر اين ، مقاصد وهدفهاى آدمى قابل انعطاف بهر وضعى كه انسان از روى درك وعمد و اختيار يا بدون درك و قصد و اختيار در آن قرار گرفته است ، نمىباشد . لذا مادامى كه هدف ومقصد به عنوان هدف ومقصد مطرح است و انسان را به سوى خود جلب مىكند ، بايستى از كانالهاى معين ومسير مشخص به سوى آنها رهسپار شد . و به جهت دو عامل